کلیبر
روزنوشتهای یک خبرنگار کلیبریبایگانیِ فیلم
خدا مرا بکشد!
«خدا او را بکشد!» این ترجمهی من است از عنوان فیلم «Righteous Kill»، که بعضیها آن را به «قتل به حق» یا «قتل بیگناه»، «قتل موجه»،«قتل عادلانه» و «قتل مصلحتی» هم ترجمه کردهاند.
خب! گفتن این حرفها برای چیه؟

اصولاً خیلی کم فرصت میکنم فیلم ببینم. اما وقتی میبینی که پس از سیزده سال آزگار، رابرت دنیرو و آلپاچینو در یک فیلم جدید محصول 2008 همبازی شدهاند، لابد وسوسه میشی که این فیلم رو تهیه کنی و ببینی.
اگر چه دیدن این فیلم، آن توقع اولیهام رو برآورده نکرد و تقریباً از بابت وقتی که برای دیدن این فیلم گذاشتهام، ناخرسند میباشم! ولی فقط یک تکه از این فیلم به تمام فیلمها و سریالهایی که در این یک ماه اخیر دیدهام، میارزد:
جایی که دنیرو (یکی از دو کارآگاه کار کشتهی فیلم) در واکنش به آزار یک زن توسط چند جوان همیشه در صحنهی امریکایی، میگه: «کار ما اینه که از 99 درصد مردم در مقابل 1 درصد دیگر حفاظت کنیم. این بیانصافیه که نصف عمر ما صرف همون یک درصد میشه ولی هر چی که بهتر کارمون رو انجام میدیم باز هم اون 99 درصد دیگه معتقدند اصلاًنیازی به ما نیست».
دیدم این حرف، تشابه زیادی به روزگار روزنامهنگاران داره. بیشتر عمرمون صرف یک درصد از اتفاقات، افراد، واقعیات و… میشه و تقریباً از 99 درصد مناسبات اجتماعی، لذایذ دنیوی و… محرومیم. اما همه فکر میکنند این قشر یه عده آدم بیکار و زیادیاند…
پینوشت: آلپاچینو به خاطر بازی در این فیلم، نامزد دریافت جایزهی تمشک طلایی شد. این جایزه همه ساله، پیش از توزیع جوایز اسکار به بدترین بازیگرانان سال تقدیم میشود.